السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

36

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اول : نظم و پيوستگى شيوهء طرح مباحث به گونه‌اى است كه نتايج يكى پس از ديگرى از اصل مطلب ، استنتاج مىگردد ؛ به طورى كه مسايلى كه در ساير كتب فلسفى حتى بداية الحكمه تحت عنوان فصل مستقلى بيان شده‌است در اين كتاب به عنوان فروع از اصل مورد بحث استنتاج گرديده‌است . اين نوع طرح بحث ، ايجاب مىكند كه مسايل فلسفى همچون مسايل رياضى به يك‌ديگر پيوند خورده و از قرابت و خويشى نزديكى برخوردار گردند . مؤلف در پايان هر فصل ، مجموع بحث را در چند سطر خلاصه كرده نتايج بحث را به آسانى در اختيار خواننده قرار مىدهد . نظم زيباى مباحث و نحوهء ورود و خروج از آنها مجموعه‌اى را پديد آورده‌است كه آن را شايستهء كتاب درسى نموده‌است . دوم : عمق علّامهء حكيم رحمه الله ، كتاب نهاية الحكمه را در اواخر عمر شريف خود نوشته‌اند ؛ يعنى زمانى كه قريب به پنجاه سال ، تحقيق و تدريس فلسفه را پشت سر گذاشته با اندوخته‌هاى عظيم فلسفى دست به سوى قلم برده‌اند . همان گونه كه سيرهء علّامهء حكيم چنين بوده‌است كه به هنگام ورود در يك بحث موضوع آن را همه جانبه و عميق مورد توجه قرار مىداده آن‌گاه به موشكافى عالمانه اطراف آن مىپرداختند در مورد اين كتاب نيز همان دقت و موشكافى و عمق نگرى را اعمال فرموده‌اند . مؤلف عظيم الشأن در عين اشراف و عنايت جامع نسبت به مشرب فلسفى مشّاء و اشراق و بصيرت تمام نسبت به نقاط قوّت يا ضعف آنان با تكيه بر مبانى